تبليغاتX
عشق اهورايي

 
ديدي چه زود روزا گذشت و حالا شد 9 ماه 9 ماهه كه ما فقط همديگه رو مي خوايم و فقط با هميم به خدا روز به روز علاقه ام بهت بيشتر ميشه ناناز خيلي ميخوامتتتتتتتتتتتتتتتتتت

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9:33 توسط مهسا |

دوستت دارم
هديه من
خواستم برات هديه اي بفرستم;

نسيم گفت : مرا بفرست تا موها يش را نوازش کنم .

باران گفت : مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشک ها يش را پاک

کنم .

ناگهان قلبم گفت : مرا بفرست تا دوستش بدارم ...

و تنها تو همه وجودم شدي ........... 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9:29 توسط مهسا |

نفرين شده..!!!
 
چه کسي نفرين کرد مارو؟؟؟
به چه کسي بدي کرده بوديم؟؟
به چه کسي آزار رسونده بوديم؟
يعني دوست داشتن ما اينقدر براي بقيه غير قابل تحمل بود؟
ما نفرين شديم...ولي با همه اينها هنوزم همديگه رو دوست داريم..
حتي اگه بازم همه چيز بدتر بشه...
حتي اگه خرد بشيم و ديگه چيزي ازمون نمونه...
حتي اکه دلمون بشکنه....تکه هاي دلمون رو به هم ميچسبونيم ....
هر چيزي رو بتونن ازمون بگيرن اين يکي رو نميزاريم..
باز هم عاشق مي مونيم... تا هميشه..!!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9:26 توسط مهسا |

ماه رمضان ماه خداوند مبارك

طاعات و عباداتان قبول

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:10 توسط مهسا |

حيوانات زير را بر حسب علاقه خود مرتب كنيد تا بفهميد در زندگي چه چيزايي براي شما ارزشمند ترند 1_ ببر 2_اسب 3_گاو 4_گوسفند 5_خوك جواب تست : ببر نشاندهنده ي غرور مي باشد اسب نشاندهنده ي خانواده مي باشد گاو نشاندهنده ي كار مي باشد گوسفند نشاندهنده ي عشق مي باشد و خوك نشاندهنده ي پول وثروت مي باشد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:6 توسط مهسا |

نمیدونم چرا ازوقتی تو وبلاگت حرفاتو خوندم تصمیم گرفتم منم حرفای دلمو بزنم و از دلم برات بگم که خیلی وقته دیگه مال خودم نیست خیلی وقته دیگه خودم برای خودم مهم نیستم  همه فکر و ذکرم شده یه نفر که فکر کنم خوب بشناسیش اره درسته هومن خوشگلم همه ی زندگیم خیلی وقته که به تو تعلق داره دقیقا ۷ ماه ۷ ماهه که من یه نی نی کوچولو ی خوشگل دارم کسی که همه ی وجودم مال اونه

عزیزم دیدی دیدی چه زود شد هفت ماه هفت ماه که حتی  تلخی ها شم یه جورایی قشنگه امیدوارم من و تو یه روز کنار هم یک عمر با هم بودنمون رو جشن بگیریم و بگیم امروز یه عمره که قلبامونو به هم پیوند زدیم

حالا هم از همین جا بهت می گم هومن مطمئن باش تا اخرش باهاتم

و به قول خودم بد جور روانیتمممممممممممممممممممممممممم

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:43 توسط مهسا |

چشمانت طلوع شب است
برق باران هاي سوخته
تورا نفس مي كشم
تو را به خاطر مي اورم
و انگاه كه با چشمانت بر نوشته هايم مي نگري
ونفس بر مي اوري
لبانت را غرق بوسه ميكنم

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:29 توسط مهسا |

در انجا بر فراز قله كوه
دو پايم خسته از رنج دويدن
به خود گفتم كه در اين اوج ديگر
صدايم را خدا خواهد شنيدن
بسوي ابرهاي تيره پر زد
نگاه روشن اميد وارم
ز دل فرياد كردم كاي خداوند
من او را دوست دارم دوست دارم
----------------------------------------------------

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 15:28 توسط مهسا |

درابتدا براي كلمه هاي زير يه تعريف بگوييد
1.موش .گربه.سگ.دريا
2.حالا براي رنگهاي زير نام يك شخص را بگوييد اين شخص مي تواند دوست اعضا خانواده يا عشق شما باشد
قرمز.سفيد.زرد. خاكستري
حالا يكي از روزهاي هفته را بگوييد

1جواب تست
موش نشان دهنده ي شخصيت دشمن شماست
گربه نشاندهنده شخصست شريك زندگي شماست
سگ نشاندهنده ي شخصيت دروني خود شماست
و دريا نشاندهنده ي زندگي خصوصي شماست
 2 رنگ قرمز نشاندهنده كسي است كه شما براي اينده تان و تمام زندگي به او فكر ميكنيد
رنگ سفيد نشاندهنده ي كسي است كه شما هيچگاه فراموشش نخواهيد كرد
و رنگ خاكستري نشاندهنده دوست واقعي شماست
و رنگ زرد نشاندهنده كسي است كه شما هيچ گاه فراموشش نخواهيد كرد
و در اخر ارزوهايتان در روزي كه انتخاب كرده ايد به وقوع مي پيوندد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:38 توسط مهسا |

راستش داستان عشق و عاشقي را فقط از ديگران شنيده بودم يا در كتابها خوانده بودم چند بار هم به زور سعي كردم 

عاشق بشم اما نمي شد يه چيزي كم بود كه نمي دانستم چيه ؟

تو رو كه ديدم فهميدم هميشه تو رو كم داشتم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:33 توسط مهسا |

من مي خوام پيش تو باشم عزيزم برام دعا كن

واسه رسيدن من عزيزم خدا خدا كن

انگاري تموم نميشه فاصله بين من و تو

تو دعا كن برسونم به گوش خدا صدامو

برو از خدا بخواه كه ما رو به هم برسونه

من فقط ارزوم اينه يه روزي بيام به خونه

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 16:21 توسط مهسا |

وقتي عاشق شدم هوا سرد بود اواسط زمستون وقتي ديدمت واسه هميشه تو دلم جا موندي يه حسي تو چشات بود

كه تا اون روز نمي شناختمش انگار مال قصه ها بود زبونش واسه من غريبه بوداما بعدش همه ي زندگي ام شد

وقتي عاشقت شدم فهميدم دل دارم نمي دونستم حسابه يا بي حساب چون حساب كار از دستم در رفته بوددنيا واسم

رنگي شده بودتازه فهميدم رنگ و بو يعني چي؟ كم كم ياد گرفتم به چشمام نگاه كنم و از خودم نترسم كي باورش

ميشه عزيز كي باورش ميشه عاشقي اول با يه نگاه شروع بشه به همين سادگي شكارت ميكنه رسم شكار همينه

با يه حركت درست صيد تو دامت اسيره وقتي عاشق شدم گفتم خودشه و ديگه واسه هميشه جستم اما ميدونستم اين

رود خونه گاهي سربالا ميره رفتم و رفتم تا رسيدم به يه كوچه بن بست و تو يكهو غيب شدي نه راه پس داشتم نه

راه پيش گفتم اگه بهم نرسيم خودمو ميكشم يا واسه هميشه تارك دنيا ميشم ميرم به سمتي كه هيچ كس رو نبينم

لقمه ي غذا تو گلوم گير كرده بود اب از حلقم پايين نمي رفت از سايه خودم فراري بودم شب تا صبح به سقف

اسمون زل ميزدم با زميني كه هر شب روش مي خوابيدم غريبه شده بودم دلم مي خواست از همه دوري كنم تا

تو خلوتم باهات حرف بزنم چشام هي سياهي ميرفت مثه كسي كه تب داره هذيون ميگفتم خيالات ورم مي داشت

مي دونستم كه اون داره مياد اي بابا از كجاش بگم كه اين حالي كه داشتم نه سر داشت نه ته هر وقت يادت

مي كردم پاك مي شدم كلي اشك مي ريختم حسابي خالي ميشدم فال حافظ مي گرفتم و تو رو مي ديدم كه رو به

روم نشستي وداري فالمو برام مي خوني

وقتي عاشق شدم ديگه خودمو نشناختم  اولاش خيلي خام بودم اما كم كم در غم عشق تو پخته شدم اولش همه ي

فكر و خيالم رسيدن بوداما زمونه يادم داد كه به صداي زير و بم دلم خوب گوش كنم با اندوه عشق تو زندگي كنم

هي لطيف ترم كردم تا جايي كه مي تونستم شعر بگم ساز بزنم گاهي وقتا متنايي مي نوشتم كه هر كي ميديد ماتش

ميبرد صبح زود از خواب پا ميشدم يكهويي همه باهام رفيق شده بودن اره عشق تو خيلي چيزا رو يادم داد

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 16:19 توسط مهسا |

هوا آفتابي است

مرا زير چتر خود ببر

فقط زير چتر تو باران ميبارد....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:58 توسط مهسا |

وقتي آسمان بر سرم عشق مي باريد

 

نبايد از خيس شدن مي ترسيدم و نترسيدم

 

براي همين بود كه چترم را به كناري انداختم

 

به آبشار آسمان سر سپردم

 

باريد و باريد و باريد

 

تا كوير تنم پر شد از بوي ياس و پونه

 

پر شد از عطر ياد تو

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:54 توسط مهسا |

يه چيزي مي خوام بگم اونم اينه كه

عشق من

اهورايي ترين

مقدس ترين

زيبا ترين

حقيقي ترين

باحال ترين

رمانتيك ترين

و.......

رويايي ترين

عشق زمينيه

حالا اگه حرفي هست ميشنوم......

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 11:51 توسط مهسا |